آغازی برای نوشتن

نوشتن را دوست داشته و دارم. آنچه مرا از پرداختن به آن بازداشته است، مسئله ای است به نام کمالگرایی. از کمالگرایی بسیار گفته اند و شنیده ایم. بارزترین نمود کمالگرایی در من صفر و صد بودن تقریباً همه چیز است. یا کاری را به بهترین و بی نقص ترین حالت ممکن انجام بده یا اصلا شروعش نکن، چرا که همه چیز باید کامل و بی نقص باشد. به گمانم اولین جرقه های کمالگرایی در دوران مدرسه و در نتیجه ی ارزش گذاری های نادرست سیستم آموزشی در ما ایجاد می شوند. سیستمی که به ما القا کرده است همیشه می بایست بهترین و کامل ترین باشیم. اولین تصویری که از کمالگرایی در خودم به خاطر دارم، تصویر روزی است که دخترک هشت ساله  ی نحیفی بودم که در حیاط مدرسه گریه می کرد و نمی خواست به خانه برگردد فقط به این دلیل که نمره املایش، هجده شده بود. به هر روی، دست و پای ما بسته نیست. مجبور نیستیم اسیر و در بند کمالگرایی باشیم و می توانیم جهت رفع آن، اقدام کنیم. اقدامات عملی برگرفته از نترسیدن از اشتباه و کامل نبودن. نگارش این متن کوتاه، علی رغم تمام نواقصش نیز، تلاشی بود جهت فائق آمدن بر ترس از کامل نبودن و آغازی برای نوشتن.

دیدگاهتان را بنویسید