آغازی برای نوشتن

نوشتن را دوست داشته و دارم. آنچه مرا از پرداختن به آن بازداشته است، مسئله ای است به نام کمالگرایی. از کمالگرایی بسیار گفته اند و شنیده ایم. بارزترین نمود کمالگرایی در من صفر و صد بودن تقریباً همه چیز است. یا کاری را به بهترین و بی نقص ترین حالت ممکن انجام بده یا اصلا شروعش نکن، چرا که همه چیز باید کامل و بی نقص باشد. به گمانم اولین جرقه های کمالگرایی در دوران مدرسه و در نتیجه ی ارزش گذاری های نادرست سیستم آموزشی در ما ایجاد می شوند. سیستمی که به ما القا کرده است همیشه می بایست بهترین و کامل ترین باشیم. اولین تصویری که از کمالگرایی در خودم به خاطر دارم، تصویر روزی است که دخترک هشت ساله  ی نحیفی بودم که در حیاط مدرسه گریه می کرد و نمی خواست به خانه برگردد فقط به این دلیل که نمره املایش، هجده شده بود. به هر روی، دست و پای ما بسته نیست. مجبور نیستیم اسیر و در بند کمالگرایی باشیم و می توانیم جهت رفع آن، اقدام کنیم. اقدامات عملی برگرفته از نترسیدن از اشتباه و کامل نبودن. نگارش این متن کوتاه، علی رغم تمام نواقصش نیز، تلاشی بود جهت فائق آمدن بر ترس از کامل نبودن و آغازی برای نوشتن.

5 پاسخ به “آغازی برای نوشتن”

  1. سلام و درود خدمت شما نویسنده عزیز
    طی کردن راه کمال و کامل شدن جز. با خطر کردن و در آغوش گرفتن نقص ها محقق نمیشه، تا ننویسیم بهتر نوشتن محاله، اصل بهبود تدریجی همیشه بهترینه، خیلی خوشحالم که شروع به نوشتن کردید،
    براتون آرزوی سلامتی و تعالی دارم

    1. سلام دوست عزیز
      ممنون از اینکه این مطلب رو خوندید و نظرتون رو نوشتید.
      من هم با شما موافقم. باید هزاران هزار کلمه نوشت و تمرین کرد تا به تدریج به سطحی از نوشتن که برای ما مطلوبه برسیم. ( که البته به نظر من اگه به سطح عالی هم نرسیم، مهم نیست و مهم اینه که کاری که بهش علاقه داریم رو پیگیری کنیم.)
      من هم برای شما آرزوی شادی و سلامتی دارم.

  2. به قول شاعر همت و تلاش آدم مهمه، همین که در حرکتیم یعنی کمال :
    همت بلند دار که پیش خدا و خلق /باشد به قدر همت تو اعتبار تو

  3. نوشتن اگر درآمدزا نباشد، به ادامه نمی انجامد. این را از یک کهنه کار وبلاگ نویسی به یادگار داشته باشید و از این تجربه بهره ببرید

    1. سلام
      ممنونم که نظرتون رو گفتید.
      من به کسب درآمد از نویسندگی هم فکر می کنم. اما در کل به نظرم اینکه کاری که دوستش داریم رو پیگیری کنیم، حتی اگه شغلمون نباشه و فقط در زمان فراغت انجامش بدیم، ارزشش رو داره.
      الیزابت گیلبرت هم در خصوص کارهای خلاقانه از جمله نویسندگی و ترس هایی که در این رابطه باهاش مواجه می شیم (از جمله اینکه نکنه اون کار به نتیجه ای که دقیقا می خوایم نرسه و …) یه صحبتی داره که به من کمک می کنه:
      “کائنات (یا حالا خدا یا هر چی که اسمش رو می ذارید)، شاید دقیقا نتیجه ای که می خواید رو بهتون نده. ولی یه نتیجه ای بهتون میده. یه چیزی بهتون میده و همیشه، همیشه، همیشه یه چیزی بهتر از هیچ چیزه.”
      حالا اون یه چیز می تونه حس رضایت درونی از انجام کاری که دوستش داریم باشه، می تونه ایجاد ارتباطات از طریق انجام اون کار باشه و …

دیدگاهتان را بنویسید